گفتگو ...
گفتم :ای پیر جهاندیده بگو
از چه تا گشت بدین سان کمرت؟
مادرت زاد با ین صورت زشت؟...
یا که ا رثی ا ست ترا ا ز پدرت؟
***
نا له سر داد که فرزند...مپرس
سرگذشت من افسانه پرست
آسمان داند و دستم که چسان
کمرم تا شد و تا خورده شکست !
***
هر چه بد دیدم از این نظم خراب
همه از دیده ی قسمت دیدم...
فقر و بدبختی خود در همه حال
با ترازوی فلک سنجیدم!
***
تن من یخ زده در قبر سکوت!
دلم آ تش زده از سوزش تب !
همه شب تا به سحر لخت و ملول
آسمان بود و من و دست طلب !
***
عاقبت در خم یک عمر تباه
واقعیات به من لج کردند ...
تا ره چاره بجویم ز زمین !
کمرم را به زمین کج کردند
کارو
+ نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 21:54  توسط سه تاییمون
|
سلام بربچس.چن وقت نبودیم حالا اومدیم! نبود؟ برو که رفتیم:
1)اگه واسه همه افه روشنفکری می گیری ، بعد میری تو یک مصاحبه فمینیستی می گی یعنی چی مرد هم آشپزی کنه ؟! سه کردی داداش .
2)اگه کلی پیش رفقات چاخان کوهنوردی های هفتگی ات تو کردی ، بعد هفته بعد که باهاشون می ری کوه، نرسیده به ایستگاه اول بساط صبحونه رو راه میندازی ، سه کردی داداش.
3)اگه سر جلسه کنکور نشستی فکر میکنی کاش خامه بیسکویتت کاکایویی بود!! بعد هم سؤال ها رو از ده تا خونه بعد ، پر میکنی ، سه کردی داداش.
4)اگه رفتی تو یک جمع متال باز و مرتب از ارادت هایت به جواد یساری فک زدی ، سه کردی داداش.
5)اگه دفعه اوله که با نامزدت رفتی سینما ، وسط فیلم خوابت برده ، سه کردی داداش.
6)اگه تو باد و بوران که پرنده تو خیابون پر نمی زنه ، یه نفر تو رو سوار ماکسیمای بادمجون اش کرده ، بعد تو آخر سر یه 50 تومنی می ذاری روی داشبورد ، سه کردی داداش.
7)اگه به مردم وعده وعید می دی ، بعد ، سال بعد میگی (( من میگم نره ، تو می گی بدوش!! ))سه کردی داداش.
8)اگه تو یه مهمونی فوق رسمی ، دستت رو تا آرنج تو سوراخ بینی مبارک می کنی ، سه کردی داداش.
9)اگه پیش رفیقت کلی از فواید مثبت اطلاع رسانی ماهواره سخنرانی کردی بعد میری خونه شون چشم از شبکه ترکیه بر نمی داری ، سه کردی داداش.
10)اگه یه ساله داری با طرف چت می کنی ، تموم زیر و بم زندگیتو ضاخازدی بعد یه روز که بعد از کلی تاقچه بالا میری ، میبینی طرف دختر خاله ته ، سه کردی داداش.
11)اگه روز معلم خواستی استادتو خوشحال کنی ، بعد جلو اون استادت که سه نفر کمک میکنن نفسش بالا پایین بره !! بادکنک صدا دار میترکونی ، سه کردی داداش.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 19:3  توسط سه تاییمون
|